تبليغاتX
بازنشستگان -
  بازنشستگان آینه ی تمام نمای شاغلین
سخني با پسر رئيس جمهور
من دبير دبيرستان دهخداي کرج هستم، مطلبي روز شنبه در روزنامه شما خواندم تحت عنوان دفاع پسر آقاي احمدي نژاد از پدرش. خواستم در اين مورد مطلبي را بگويم. آقاي احمدي نژاد کوچک مطالب نقل شده يي از جناب عالي را تحت عنوان دفاع از پدرتان در ستون پيدا و پنهان روزنامه اعتماد شنبه 14 ارديبهشت خواندم. جالب و خواندني بود. مدت ها بود که فکر مي کردم فرزندان رئيس جمهور در مورد ما ملت با چه ديدي مي انديشند. آقا عليرضا، ما ملت کجاي دايره مذکور شما هستيم، ما تشنگان سراب عدالت کي سيراب مي شويم؟ در اين سه سال دوران رياست جمهوري پدر گرامي شما به غير از وعده ها چه چيزي به ما داده است؟ نمي دانم دانش آموز يا دانشجو هستيد ولي به سبک پدرتان فقط مي خواهم بپرسم، مي داني با حقوق من معلم چند کيلو برنج مي توان خريد؟ خبر از کرايه خانه ها داري؟ خبر داري که حق التدريس شش ماهه گذشته دبيران را در ارديبهشت 87 پرداخت کرده اند؟ سهام عدالت وعده داده شده کجاست؟ چرا من معلم نمي بينم؟ مي تواني بفرمايي در کدام آبادي دنبال گوشت و ميوه ارزان بگردم؟ لطفاً بفرماييد دولت پدر گرامي شما کي قانون خدمات کشوري را اجرا مي کند؟ آقا عليرضا، اتفاقاً ما ملت نه در داخل دايره ايم و نه در خارج آن، اصلاً ما کجاييم؟ خسته ايم، خسته، مي داني چه مي گويم؟ از هر چه اسم هاي بي مسماست کلافه ايم، خواهش مي کنم اينقدر از ما مردم مايه نگذاريد. باور کن من معلم ديگر دوست ندارم بعضي از شعارها را بشنوم، مي داني چرا؟ چون در اين روزگار غريب گاهي نشنيدن بهتر است.

شعباني از کرج
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:10  توسط عباس معارفی زنجانی  |