مادام العمر
دربین انتخابات (ها) من به مادام العمرش اعتقاد بیشتری پیدا کرده ام .چون با توجه به فرهنگ ایران که هر کس در تلاش است که کرسی(ای) بدست آورد و به آن تکیه زند،فوری هم دلزده می شود (تب تند عرقش زود در می آید ). 20نفر از نمایندگان مجلس هفتم برای دوره هشتم حتی اسم هم ننوشته اند.(این ها را هم نادیده می گیریم ) 2 سال اول به شعف بدست آوردن این پست می گذرد ومدتی هم به دلزدگی و 2سال بعد هم به این که دوره ما تمام شد و بعدش به ما مربوط نیست به بی تفاوتی می گذرد ومصداق این ضرب المثل که (ذره هم نمک است خروار هم نمک است ) (اگر هوس بود یک بار بس بود) ما را چه به آن چه پیش خواهد آمد (اگر ژست بود که گرفتیم اگر مزه بود که چشیدیم ) دیگر ما را سننه! ومنافع ملت پا درهوا یا لنگ در هوا می ماند مانند بودجه سال 87.
باتوجه به مراتب بالا بنده احساس می کنم که نه تنها پست نمایندگی مجلس که کلیه پست های کلیدی مادام العمر وبلکه موروثی شوند. این برای ملت بهتر است !
تاحال دم از دموکراسی می زدم حالا فکر می کنم اگر دموکراسی را دوای درد بدانیم غرض از دموکراسی که دموکراسی نیست و به عبارتی دموکراسی وسیله است نه هدف و دموکراسی درمان درد است و توسعه وپیشرفت و آسودگی وگسترش عدالت و رفع تبعیض و.......
همه این ها انگیزه می خواهد. کدام انگیزه؟ وکدام انگیزه بهتر ازاین که این آقا و خانم بر کرسی قدرت تکیه زند وبه هر حال و به هر صورت باید و باید که پاسخ گو باشد و کی بود کی بود من نبودم نداشته باشیم .