چه خوب شد که دانشمند نشدم
آقا ما کمی خطمان خوش بود.همه رؤسا توقع داشتند مجانی برای آنها نامه نگاری کنیم . واگر نمی کردیم دری وری می گفتند و مورد غضب قرار می دادند تا بالاخره ما از خیر خطاطی گذشتیم و گفتیم خیرة ا... خیرا.وتمرین نکردیم و خطمان پس رفت . خدا را شکر می کنم که پاولف نشدم وگرنه لنین از من توقع داشت که مردم را مانند سگها شرطی کنم .
جناب لنین (احتمالا با تحکم یا خواهش مزِوّرانه)از پاولف خواسته بود کاری کن مردم به محض شنیدن حرف من آن را قبول کرده واز من اطاعت کنند.من می خواهم بتوانم رفتار مردم روس را طبق یک کمونیست واقعی درآورم . جناب هیتلر وموسولینی و سایرین هم همین توقع را داشتند.
واصلا تا به حال کسی را به جرم بی سوادی اعدام نکرده اند.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 17:48  توسط عباس معارفی زنجانی
|