با توجه به اينكه ايران يكي از كشورهاي نفت خيز جهان محسوب ميشود كه اصليترين منبع درآمدي آن نيز نفت است اين انتظار در سطح جامعه وجود دارد كه افزايش بهاي نفت اثرات مثبتي را بر زندگي آنها داشته باشد، اما عامه مردم هميشه از اين موضوع گلايه ميكنند و اعتقاد دارند كه درآمدهاي كلاني كه از طريق فروش نفت در كشور حاصل ميشود هيچ گونه تاثيري بر زندگي آنها ندارد.
افزايش بهاي نفت در بازارهاي جهاني سبب شده است كه درآمد كلاني از اين طريق نصيب كشور شود و نميتوان گفت كه اين افزايش درآمد تاثيري بر زندگي مردم نداشته است. اما تاثيري كه افزايش در آمدهاي نفتي بر زندگي مردم گذاشته است يك تاثير منفي است و سبب شده تا عامه مردم از اين موضوع ابراز گلايه كنند كه روز به روز فقيرتر ميشوند. بارها ديده شده است كه در يك سيستم اقتصادي درآمدهاي قابل توجهي براي كشورهاي مختلفي حاصل ميشود كه براي آن درآمدهاي زياد، سيستم اقتصادي زحمت زيادي را تحمل نكرده است. اين درآمدهايي كه براي آن زحمت زيادي كشيده نشده است منشأ يك سري فعل و انفعالات در اقتصاد كشور ميشود و به طبع اين فعل و انفعالات يك سري عوارض در اقتصاد كشور به وجود ميآيد كه اين عوارض باعث ميشود تا نارضايتيهايي در جامعه حاصل شود. به همين علت ميتوان گفت كه ديد گاههاي نظري كه اين پديده را توضيح ميدهند در نقطه مقابل طرز تلقيهاي عاميانه قرار خواهد گرفت. بهطوري كه درست آن چه كه عملا اتفاق ميافتد در نقطه مقابل انتظارات عامه مردم قرار خواهد گرفت. بزرگترين خطري كه در اين حالت اقتصاد را تهديد ميكند اين است كه مسئولان كشور نيز اين طرز تفكر غلط را داشته باشند كه چون ارز و ريال داريم هر آنچه ميخواهيم انجام خواهيم داد و با داشتن ارز و ريال با هيچ گونه مانعي روبهرو نيستيم. در اين شرايط دولت اقدام به تصميمگيريهايي ميكند كه فراتر از ظرفيتهاي نهادي، زير بنايي و نرم افزاري است. دولت در اين حالت براي پيشبرد تصميمات خود كه براساس آن تصورات نادرست به وجود آمده است به عوامل ديگري جز ارز و ريال فكر نخواهد كرد. درست همانند آشپزي كه براي طبخ غذا فقط روغن به اندازه كافي در اختيار دارد. مطمئنا روغن به اندازه غذا را لذيذ خواهد كرد اما استفاده بيش از اندازه آن در طبخ غذا اول از همه بيماري ايجاد ميكند و دوم اينكه به هيچ وجه نميتواند جايگزيني براي تمامي موارد ديگر باشد. در اقتصاد هم به همين گونه است و بدين ترتيب سيستم اقتصادي شروع به نا هنجاري شدن ميكند و آن چيزي كه اتفاق ميافتد دقيقا عكس آن چيزي است كه انتظار ميرود. در حال حاضر بهاي نفت در بازارهاي جهاني با افزايش چشم گيري مواجه شده است بهطوري كه قيمت آن فراتر از 100 دلاررفته است. هر چند اين افزايش قيمت در آمد زيادي را نصيب كشور ميكند اما بهطور قطع در آينده كشور را با مشكل مواجه ميكند. اعتقاد دارم كه با رويههايي كه در 6-5 سال گذشته مديريت اقتصادي كشور اتخاذ كرده است شرايط براي اقتصاد كشور بدتر از حال شود. بنابراين بايد نهادهاي كارشناسي به وجودآيد و به آنها اعتنا شود تا در شريطي كه درآمد نفتي افزايش پيدا ميكند تصميمگيريهاي هوشمندانهاي از سوي اين نهادهاي كارشناسي گرفته شود. اميد است كه در آينده تصميمات هوشمندانه نهادهاي كارشناسي در تصميمات دولت نمود بيشتري پيدا كند.
*استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي